امروز هم دوباره همیدگه رو دیدیم به نظر میاد که اونم منو دوست داره هنوز اینو نگفته یعنی کی میگه یعنی اون نو واقعا دوست داره اینبار همدیگه رو بوسیدیم به چه لذتی داشت یعنی بهم میگه دوستم دره.... اینبار بش یک نامه دادم خیلی خوش حال شد همون موقع نامه رو باز کرد انگار اونم از من خوشش میاد اون نامه عاشقانه رو باز کرد ولی نامه شاید سر نجام خوبی نداشته باشد. در ان نامه نوشته شده بود. من دوستت دارم. از ته دل دوست دارم باتو باشم و باهات حرف بزنم. همین یک جمله سرنوشت را به کجا میکشاند شما میدانید این عشق یک عشق معمولی نیست...... امروز هم دیدمش برای بار پنجم زود یک دست گل گرفتم و بهش دادم اون خندید و خوش حال شد و گفت ممنون.وای چه احساسی یعنی دوباره فردا میبینمش یعنی دوباره باهاش حرف میزنم تصمیم گرفتم فردا نامه بنویسم. امروزم رفتم ولی دیر بع توبوس رسیدم به هر بدبختی به ایستگاه بعدی قبل از رسیدن اتوبوس رسیدم سوار شدم وقتی خواستم صحبت کنم رفت وای چه بد شانسی . اینبارهم دیدمش میخواستم که صحبت کنم که از اتوبوس پیاده شد اخه مگه من باید چه قدر چشم به راه باشم. روز پدر بود دوباره دیدمش خیلی دلم میخواد باهاش حرف بزنم یا اون بامن حرف بزنه فردا هر طوری شده باهاش حرف میزنم.






| Design By : Night Melody |

